تاریخچه اسانس و مواد معطر

امروزه روغنهاي اسانسي در صنايع آرايشي بهداشتي، غذائي و داروئي بسياركاربرد داشته و برخي از انواع مورد نياز آن به صورت سنتزي در لابراتوار و يا در مقياس صنعتي تهيه مي گردد. روغن هاي اسانسي طبيعي، به علت عدم آلودگي و حضور مواد متنوع تشكيل دهنده بسيار مورد توجه مي باشد. در كشور ما با توجه به تنوع آب و هوائي و شرايط مناسب كاشت و برداشت گياهان معطر،توليد اسانس هاي استخراجي مي تواند علاوه بر تأمين نياز داخلي، در صادرات نيز مطرح گردد.

 تاریخچه اسانس و مواد معطر  

از ابتداي خلقت، آدمي در زندگي خود با عطر و مواد معطر آشنا بوده است. شواهد نشان مي دهد كه اين ماده در دوران قديم درمراسم مذهبي و در درمان بيماري ها به كار مي رفته است. در تمدن باستان كه عطر با مواد خوش بو مترادف بوده، به علت كمياب بودن و قيمت بالا بسيار مورد توجه تجار قرار ميگرفته است. در دوران قديم، اولين ساخت عطرهاي طبيعي به وسيله پزشكان صورت گرفته و آنان براي تهيه داروهاي درماني خود به جستجوي منابع طبيعي اين قبيل تركيبات می پرداختند. پس می توان گفت، اولين فرمولاسيون عطرها توسط پزشكان انجام شده است. هيچ اطلاعي در مورد آغاز فرآيند توليد عطر در منابع وجود ندارد و مانند بسياري از صنايع چگونگي شروع فرآوري آن در تمدن انساني مجهول مانده است. در چين، هند، مصر و ايران عطرها در مراسم مذهبي به كار ميرفته اند. در آن زمان، هنر عطرسازي پيشرفت كرده و با استفاده از مواد طبيعي خام، داروهاي آرام بخش معطري راجهت درمان بيماري ها از گياهان و جانوران جداسازي مي كردند. در سنگ نوشته هاي تاريخي كه از مصريان (تمدن نيل) به جاي مانده به تهيه روغنها، صمغ ها و ليكور تخميري اشاره شده است.

خورشيد همواره در شرق مي تابد. اين جمله حقيقتي را ميرساند كه شرق گهواره تمدن بوده است و در تاريخ نوشته شده كه فرآوري مواد معطر به روش تقطير در شرق آغاز شده است و اين اولين اصل اساسي در تهيه روغن هاي معطر مي باشد. اطلاعات ما درباره وسايل به كاررفته، روش و نتايج حاصل از روش تقطير در زمان گذشته مبهم است. به نظر مي رسد اين روش براي جداسازي تربانتين از صمغ درخت كاج به كار میرفته است.

اولين توصيف از روش تقطير روغن هاي معطرمربوط به پزشك كاتالونيايي به نام Arnold de Villanova است، اوبا الهام از آيين دين مسيح، كاربرد روغن هاي معطر را در درمان بيماريها مؤثر مي دانست.

در قرون وسطي از روش تقطير براي تهيه آب مقطر استفاده مي شد. اگر روغن بر روي آب ديده میشد دليل بر حضور محصول جانبي يا ناخالصي بود.

 پزشك سوئيسي به نام paracelsus امكان جداسازي روغن هاي اسانسي را بر مبناي تقطير عنوان كرد. او نام اين فرضيه را عنصر پنجم يا عصاره روح نام داد. او معتقد بود كه اين عامل، عنصر مؤثر اصلي در تهيه مواد درماني بوده و اين جداسازي را هدف علم فارماكولوژي دانست.

بين سالهاي (1507-1500) پزشك استراسبورگي به نام Brunschwig طي انتشار كتابی به جداسازي روغن هاي گياهان كاج، سرو،رزماري و گل اسطوخودوس اشاره كرد. او در اين كتاب چگونگي توليد اسانس از گل هاي اسطوخودوس را در استاني از كشور فرانسه توصيف كرده بود.

 طي اين روش با استفاده از تماس مستقيم گل ها با چربي (نفوذ كامل) تحت دماي پايين روغنهاي معطر استخراج مي گرديد. قبلاً اين روش در مقياس آزمايشگاهي انجام شده بود، ولي محصول بازيابي شده در آن زمان بويي كاملاً متفاوت از گل هاي طبيعي را نشان میداد. در طي قرن نوزدهم اين روش به آخرين پيشرفت خود رسيد، ولي چون نياز به نيروي انساني ماهر داشت، پس از جنگ دوم جهاني كمتر از آن استفاده شد.

در سال 1875 Dr. Quesneville چنين عنوان كرد كه با مخلوط كردن مواد تغليظ شده اسانسي حاصل از گياهان در الكل و حل كردن آنها كيفيت اين مواد حفظ شده و كاربرد آنها را ساده تر ميسازد.

در اين دوران توليد روغن هاي اسانسي و عصاره استخراجي گياهان به روش Enflurage با حلال هاي فرار در حال تكامل بود. اما به علت فقدان روشهاي تجزيه اي مناسب براي بررسي هر چه بهترتركيب حقيقي اين مواد به خصوص در مورد روغن هاي اسانسي اطلاعات كافي در دست نبود. در سال1880 والاش آسيستان ككوله مشاهده كرد كه درتعدادي از فلاسكهاي آزمايشگاهي روغن هاي اسانسي وجود دارد. او به اين مسئله علاقه مند گرديد و به مطالعه در زمينه شيمي اين مواد پرداخت. در آن زمان ككوله هيدروكربن هايي را كه داراي فرمول مولكولي  C10H16بودند، به علت حضور در گياه كاج، ترپن ها ناميده بود

از طرف ديگر موادي با فرمول C10H16O و C10H18O كه به طور آشكار به ترپن ها ارتباط داشتند، تحت نام ژنريك كامفر گفته می شد. اين ترپن ها موادي بسيار مرموز بودند كه مطالعه آنها مشكل به نظر مي رسيد. در آن زمان به علت نامفهومي و پيچيدگي حاكم بر اين زمینه و نامگذاري انجام شده بر روي اين تركيبات بر اساس منشاء گياهي آنها، بررسي بيشتر در زمينه شيمي اين مواد مورد نياز بود. والاش مطالعات خود را در اين زمينه آغاز نمود و طرح خود را براي ادامه كار به شرح زير ارايه كرد:

   بررسي خواص مواد اصلي در اين زمينه **

   بررسي مواد شيميايي خالص كه ميتوان جداسازي كرد **

 تعيين تركيب شيميايي دقيق مواد تشكيل دهنده **

در سال 1884 طي اولين مقاله در اين زمينه وي عنوان كرد، ترپن های گوناگون كه تحت نام هاي متفاوت گفته میشود، در حقيقت مواد مشابه می باشند. در سال 1891 وي يك ليست از نُه ترپن مختلف را كه شناسايي كرده بود، ارايه كرد كه عبارت بودند از:

  Pinene        

  Camphene         

  Fenchone           

  Limonene

  Phellandrene             

  Terpinolene                

  Sylvestrene            

  Dipentene

 

سيلوسترن يك تركيب طبيعي نبود، بلكه حاصل تغيير شكل كارن تحت اثر اسيدها مي بود. او دريافت كه تركيبات پينن، ترپين ولينو فلاندرن مخلوطي از ايزومرها مي باشند. لذا ليست اوليه نياز به تفضيل بيشتري داشت. روش هاي تجزيه اي به وسيله والاش براي جداسازي اين تركيبات به صورت مرتب بر روي فراكسيون تقطيري از روغن هاي اسانسي انجام گرفت. جهت بررسي بهتر، او فراكسيون هاي مختلف را با واكنش گرهاي معدني ساده نظير هيدروكلريك اسيد، بروم، نيتروزيل كلرايد، اكسيدهاي نيتروژني و مشابه آن تركيب كرد. محصولات كريستالي حاصل شد كه شناسايي آنها باعث روشن شدن ساختار تركيبات اصلي گرديد. به طوري كه مشخص شد تركيب 3- كارن و هيدروكلريك اسيد در صورت واكنش با يكديگر به سيلوسترون تبديل مي گردند.

طي سالهاي 1884تا 1914والاش 180 مقاله در اين زمينه منتشر كرد، والاش نه تنها بر روي ترپن هاي هيدروكربني بلكه تركيبات اكسيژن دار در روغنهاي اسانسي مطالعه كرد. در سال 1887 او بحث واقعي را درباره ارتباط بيوجنزي تركيبات آغاز كرد و بيان داشت كه اين تركيبات از واحدهاي ايزوپرني تشكيل شده اند. والاش مطالعات خود را به دو سزكوئي ترپن جدا شده كاريوفيلن، كادينن گسترش داد وليكن به علت نداشتن اطلاعات كافي در اين زمينه مطالعات خود را محدود كرد. او توصيف كرد كه مطالعه در روغنهای اسانسي قلمرو كاملاً مدرني است كه مي بايست در كنار آن با دنياي گياهان نيز آشنا بود. كار والاش از چنان اهميتي برخوردار بود كه در سال 1910 جايزه نوبل شيمي را به علت توسعه شيمي آلي و شيمي صنعتي به واسطه كارهاي جديدش در زمينه مواد زنجيري و غيرحلقوي دريافت كرد.

 

 

 

 

در پايان مي توان چشم انداز فعاليت هاي آتي در زمينه شيمي عطر و اسانس را در موارد زير خلاصه كرد:

1- تحقيقات در جهت شناسايي و توسعه شيمي اسانس؛

2- كنترل كيفي عطرها و تهيه تركيبات آن از لحاظ سنتزي و طبيعي؛

3- مطالعه چگونگي پايداري عطرها و ساير خواص؛-

4- تهيه مقاله هاي تحقيقاتی

منبع: شیمی اسانس، دکتر سهیلا صداقت


چاپ   ایمیل